تبلیغات
..:روایت تفکر:..
 
نوشته شده توسط : سجاد سرافراز

یکی از آفت هایی که همیشه سراغ دین می آید و دین را از خاصیت می اندازد مسأله معنویت غیر انقلابی است. در واقع چند نوع فرهنگ وجود دارد:

یکی فرهنگ جاهلیت محض است. یعنی فرهنگی که در آن جهل در مقابل علم قرار می گیرد.فرهنگ جهل محض یعنی آن فرهنگی که آدم ها در آنجا فقط دنیا می بینند و شهرت و شهوت و لذت و... و هر چه مزاحم این امیال باشد آن را از جلوی خود بر می دارند.

انقلابی بودن اینجا هم یعنی برای رسیدن به این ها حاضر است مبارزه کند و موانع را از جلوی خود بردارد.مثل هیتلر و آدم هایی از این دست.

فرهنگ دیگری داریم به نام جاهلیت آلوده به شرک.یعنی خدا هست ولی دیگری هم هست. در فرهنگ قبلی اصلا خدا نبود هیچ معرفت  و عرفانی وتعلقی وجود نداشت،دیوانه وار زده بود به اینکه من باید دنیا را بدست آورم.اینجا خدا هست اما نقش ندارد.بت ها نقش دارند.خدا فقط خلق کرده است. اما تدبیر امور را به این بت ها داده است. لذا برای بدست آوردن دنیای خودش دست به دامن بت ها می زند و می خواهد از طریق بت ها تدبیر معیشت و امور انجام دهد. اینجا هم انقلابی و میانه رو وترسو وجود دارد.

اما در جامعه انبیا که فرهنگ را انبیاء شکل داده اند در این محیط همه چیز نفی می شود.لا اله یعنی تمام اله ها خط می خورد الا الله. در این فرهنگ است که اصلا امکان ندارد که معنویت باشد و در این معنویت حماسه و انقلاب نباشد. روحیه انقلابی برای آن قسم از کار و اثبات نظام فرهنگ دینی است که شما غیر را نفی کنید. برای نفی اله ها انقلابی بودن لازم است. تا انقلابی نباشیم نمی توانیم با الهه ها بجنگیم.مگر می شود انسان با الهه ها بجنگد ولی انقلابی نباشد.پس هیچ وقت نمی شود عرفان از حماسه جدا باشد. در دین عرفان و حماسه هر دو باید با هم باشد.لذا خوب است از همین الان برای ما روشن شود معنویتی که شیطان های زمان از آن متظرر نیستند،معنویتی که شیطان از او نگران نیست؛این معنویت، معنویت دینی نیست؛بلکه یک معنویت دست ساز انحرافی است. دین یعنی موضع داشتن. دیندار بودن یعنی دشمن داشتن. کسی دین داشته باشد اما دشمن نداشته باشد معلوم می شود که یک جای دینش ناقص است


تاریخ انتشار : یکشنبه 29 تیر 1393 | نظرات
نوشته شده توسط : سجاد سرافراز
ماشینی که در مسیر خلاف حرکت می کند هم تمام رانندگان بایدبا بوق و چراغ زدن او را توبیخ کنند و هم پلیس راه ، لذا هم یکی از وظایف مردم و هم وظیفه گروه خاص،امر به معروف و نهی از منکر شمرده شده:«الآمرون بالمعروف و ناهون ...» (توبه112)  نقش هر مسلمان در تعیین سرنوشت جامعه تعهدی که باید در پذیرش مسئولیت های اجتماعی داشته باشد،ایجاب می کند که او ناظر و مراقب همه اموری باشد که پیرامون وی اتفاق می افتد. این مطلب در فقه اسلامی تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر مطرح شده و از مهمترین مبانی تفکر سیاسی یک مسلمان به شمار می رود؛ چنانکه از مهمترین فرایض است که وجوب کفایی آن ضروری دین شناخته شده و ضامن بقای اسلام است.

قرآن کریم در بیان صفات ممتازین مومنان می فرماید:
«والمومنون والمومنات بعضهم أولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یقیمون الصلاة ویوتون الزکاة و یطیعون الله و رسوله» (توبه؛71)
مردان و زنان با ایمان ولی (و یار و یاور) یکدیگرند، امربه معروف و نهی ازمنکر می کنند، نماز را برپا می دارند و زکات را می پردازند و خدا و رسولش را اطاعت می کنند.
به موجب این آیه، افراد مؤمن به سرنوشت یکدیگر علاقمند بوده و به منزله یک پیکر می باشند. پیوند سرنوشت ها موجب می شود که تخلف و انحراف یک فرد، در کل جامعه تأثیر بگذارد؛ چنان که یک بیماری واگیر در صورتی که معالجه نگردد، از فرد به جامعه سرایت نموده و سلامت آن را به خطر می اندازد.
به کارگیری لفظ معروف و منکر در امور مربوط به بایدها و نبایدهای دین، بدین لحاظ است که فطرت پاک انسانی با کارهای معروف آشنا و مأنوس و با زشتی ها و امور ناپسند، بیگانه و نامأنوس است.
بنابراین معروف ومنکر قلمرو وسیعی دارد و در محدوده عبادات یا یک سری از گناهان کبیره نمی گنجند. معروف شامل امور اعتقادی، اخلاقی، عبادی ، فرهنگی ، سیاسی و ... می شود در مجموع می توان از معروف و منکر، به ارزش ها و ضد ارزش ها تعبیر نمود.
به نظر نگارنده ضعف کنونی جامعه ما در سه حوزه تبیین ،انگیزه و آموزش است.یعنی یا موضوع امر به معروف و نهی از منکر برای جامعه ما خوب تبیین نشده و باید به یک فهم مشترک برسیم و این نیازمند گفتمان سازی است و یا جامعه دارای انگیزه کافی برای اجرای این فریضه الهی نمی باشد و یا در آموزش دچار مشکلیم.(ان شاالله در نوشتار بعد به این سه حوزه خواهم پرداخت)
در پایان کلام خود را با فرمایش حضرت امام خامنه ای که خطاب ایشان به جوانان انقلابی است به پایان می برم:

منکری را که دیدید با زبان تذکر دهید. اصلا هم لازم نیست زبان گزنده باشد و یا شما برای رفع آن منکر، سخنرانی بکنید. یک کلمه بگویید: آقا! خانم! برادر!این منکر است. شما بگویید نفر دوم بگوید، نفر سوم بگوید، نفر دهم بگوید، نفر پنجاهم بگوید؛ کی می تواند منکر را ادامه بدهد؟ البته به شما بگویم عزیزان من، منکر را باید بشناسید. چیزهایی ممکن است به نظر بعضی منکر بیاید در حالی که منکر نباشد. باید معروف و منکر را بشناسید. واقعا باید بدانید این منکر است.







تاریخ انتشار : جمعه 2 خرداد 1393 | نظرات
نوشته شده توسط : سجاد سرافراز


دولت ما یک دولت کاخ نشین نیست. آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که باید ما فاتحه دولت و ملت را بخوانیم.

آن روزی که رئیس جمهور ما خدای نخواسته، از آن خوی کوخ نشینی بیرون برود و به کاخ نشینی توجه بکند، آن روز است که انحطاط برای خود و برای کسانی که با او تماس دارند پیدا می‌شود.

آن روزی که مجلسیان خوی کاخ نشینی پیدا کنند خدای نخواسته، و از این خوی ارزنده کوخ نشینی بیرون بروند، آن روز است که ما برای این کشور باید فاتحه بخوانیم.


جلد ۱۷ - صفحه ۳۷۷



تاریخ انتشار : دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 | نظرات
نوشته شده توسط : سجاد سرافراز

برخی می پرسند اعلم کیست؟ بنده می گویم ببینید عَلَم دست کیست؟ اگر خدای ناکرده عَلَم بیفتد، آن وقت نه اعلم می ماند نه غیر اعلم.

من می دانم: بزرگ ترین گناه خامنه ای این است که نامش «علی» است.

حساسیت روی این نام بالاست.
دشمن همیشه روی این نام حساس بوده است.
کینه ها دارد از نام علی.
عقده ها دارد از «نادعلی».
ناد علی برای شما مظهر العجایب نیست، بهانه ای است برای عقده گشایی.
«سید علی» این روز ها را می دید.
شما مو می دیدید و او پیچش مو.
پیچیدگی فتنه اموروز را.
همیشه کار علی بعد از محمد سخت تر بوده است.
طرف علی، ابو سفیان نیست.
«طلحه الخیر» است.
طرف علی، آمریکا نیست.
اما طرف تو ... است.
طرف تو ...
کاش رهبری را قبول نمی کردی ماه من
لیاقت اینها همان مرجع تقلیید BBC است.
باز هم می گویم
اینهمه «ماهواره» حریف این «ماهپاره» نمی شوند.
چون خداوند پشت ماه ماست.

از آیت الله بهجت(قدس سره الشریف) پرسیدند:
این سید علی برای رهبری جوان نیست.
فرمودند: یکبار گفتیم علی جوان است کمرمان شکست...
ماه من تنهایی ات دل مهدی را به درد آورد!

آقای اوباما
اگر می خواهی بدانی ما چقدر ولایت فقیه را دوست داریم
وصیتنامه پدرانمان را بخوان
شما اینهمه در عراق و افغانستان تلفات دادید.
اگر مردید وصیتنامه کشته های تان را رو کنید.
«سیندی شیهان» مادر یکی از هزاران نفله ی شما در جریان جنگ طلبی های دایمی شماست
ولی معتقد است بچه اش برای هیچ و پوچ به هلاکت رسیده است.

اما من در نظام مقدس جمهوری اسلامی مادری می شناسم که پنج شهید در راه اسلام داده است
و وقتی به دیدار خامنه ای می رود، شرمنده است که دیگر
فرزندی ندارد تا تقدیم ماه کند

بعضی ها فرموده بودند: ما خدا را می پرستیم
ما بیشماریم
ما بت نمی پرستیم
ما بتی به نام خامنه ای را خواهیم شکست.
پاسخ دادیم:
خامنه ای بت نیست
تبری است که خدا دارد با آن بت شرق و غرب را می شکند.
خامنه ای خدا نیست.
ناخدای با خداست..



تاریخ انتشار : یکشنبه 31 فروردین 1393 | نظرات
نوشته شده توسط : سجاد سرافراز


می گویند چون حاتمی کیا در 20:30نشان داده شد پس مستقل نیست!

می گویند چون حاتمی کیا از خانه ی سیاست زده سینما حمایت نکرد پس مستقل نیست!

می گویند چون از کروات دفاع نکرد پس مستقل نیست!

می گویند اگر کسی غیر از ما تو را تشویق کرد تو دیگر خراب شده ای!

می گویند تو به اسکار فرهادی حسادت میکنی و نمی گویند یک حسود چه طور می تواند تمام قد از یک فیلم ساز جوان و فیلمش حمایت کند!

می گویند چون مثل بعضی کارگردانان سیاست زده و شیفته ی جشنواره های غربی در فیلمت به کشورت دشنام ندادی پس مستقل نیستی!

می گویند چون کیهان و جوان تورا تیتر کردن و ما نکردیم پس مستقل نیستی!

می گویند چون عده ای می گویند تو فیلم ساز ارزشی هستی پس مستقل نیستی!

عجیب است که اعتدال نماهای افراطی به خاطر یک جمله نقد ساده، دیدن "چ" را تحریم می کنند. کسانی که هشت سال دم از خفقان زدند امروز به یک جمله ی تو اینگونه واکنش نشان می دهند!

اما تو پدر سینمای دفاع مقدس این سرزمین هستی، تو فیلم ساز مستقل ما هستی، و افتخار میکنیم به تو که نه به سمت امثال شمقدری ها و حسینی ها رفتی و نه به سمت جنتی ها و ایوبی ها و اگر بتوانیم ده ها بار می رویم فیلمت را در سینما میبینیم و لذت می بریم و نمیگذاریم "چ" ابراهیم در این تنگ نظری ها و سیاست زدگی ها ذبح شود...

و در آخر ابراهیم حرف دوست شهیدت را می گوییم: ای بلبل عشق جز برای شقایق ها مخوان...



تاریخ انتشار : دوشنبه 25 فروردین 1393 | نظرات
نوشته شده توسط : سجاد سرافراز
اعتدال یعنی هم میتوان مدام دم از مقام معظم رهبری زد و هم میتوان به آمریكا خوشبین بود و حتی بدون اجازه رهبری با رییس آمریكا مذاكره تلفنی كرد.

اعتدال یعنی هم میتوان هنگام رفتن برای مذاكرات،داخل هواپیما زیارت عاشورا خواند و هم میتوان پای میز مذاكره از موضع حق خود عقب نشینی كرد و
بخشی از فناوری خود را تعطیل كرد.

اعتدال یعنی میشود در مذاكره چیز دیگری گفت و در نامه به رهبری چیز دیگری مرقوم كرد.

اعتدال یعنی هم میتوان به صورت هفتگی از خانواده های شهداء سركشی و تجلیل كرد و هم میتوان وصیت شهداء را نادیده انگاشت.

اعتدال یعنی هم میتوان با آمریكا دشمن بود و هم میتوان رییس جمهور آمریكا را مودب و باهوش دانست.

اعتدال یعنی هم باید چرخه سوخت هسته ای بچرخد و هم چرخ صنعت و كارخانجات،و اگر دومی نچرخید، همان بهتر كه اولی هم نچرخد!!

اعتدال یعنی هم قدرت مردمی ما زیاد است و هم قدرت نظامی آمریكا به طوری كه می تواند با یك بمب ،سیستم دفاعی ما را از كار بیندازد.



اعتدال یعنی مردم باید به ما رای بدهند ولی ما باید نامه های درخواست آنها را مچاله كنیم و به دور بیندازیم

اعتدال یعنی هم میتوان حقوقدان بود و هم میتوان به دیگران اتهام زد.

اعتدال یعنی هم میتوان علیه سرهنگها حرف زد و هم میتوان توسط ژنرالها ،گروهبانها را قلع و قمع كرد.

اعتدال یعنی هم میتوان در جمع سرهنگها از آنها تعریف كرد و هم میتوان پروژ های بزرگ را از آنان گرفت و به آقا زاده ها داد.

اعتدال یعنی هم میتوان به تغییرات اتوبوسی دولتهای قبل اعتراض كرد و هم میتوان در دوره خود ،مسئولان را به طور قطاری تغییر داد.

اعتدال یعنی هم میتوان برای كسب رای اعتماد از فتنه تبری جست و هم میتوان دست اندركاران فتنه را به عرصه حاكمیت بازگرداند و به آنان مسئولیت داد.

اعتدال یعنی هم میتوان دولت گذشته را به امنیتی كردن فضای فرهنگ و هنر و ورزش متهم كرد،و هم میتوان بخش اعظم كابینه خود را به كسانی اختصاص داد كه دارای سابقه كار امنیتی و اطلاعاتی هستند.

اعتدال یعنی هم میتوان بسیجی بود و هم میتوان سبزكی بود.

..........

*دوستان در تعریف اعتدال ،دولت یازدهم را یاری كنند!!!


تاریخ انتشار : دوشنبه 25 فروردین 1393 | نظرات